کردپرس
آنچه در ظاهر بهعنوان یک «ادعای جنجالی» درباره سرنوشت سلاحهای آمریکایی مطرح شد، بهتدریج به یکی از پیچیدهترین پروندههای سیاسی–امنیتی اقلیم کردستان و حتی عراق تبدیل شده است؛ پروندهای که در نقطه تلاقی سه سطح تحلیل قرار میگیرد: رقابت درونکُردی، معادلات منطقهای (ایران–آمریکا) و مناسبات پنهان امنیتی. روایت اولیه از جایی آغاز شد که دونالد ترامپ در دو نوبت از تریبون رسمی کاخ سفید مدعی شد ایالات متحده سلاحهایی را در اختیار «کردها» قرار داده که این سلاحها اکنون «گم شدهاند»؛ ادعایی که در ادبیات رسانهای بهسرعت با کلیدواژه «دزدیده شدن سلاح» بازنمایی شد و موجی از واکنشهای رسمی و غیررسمی را در پی داشت.
در فضای ملتهب ژئوپولیتیک خاورمیانه، همپوشانی پروندههای نظامی و مالی در اقلیم کردستان عراق، اکنون به یکی از پیچیدهترین گرههای اطلاعاتی منطقه تبدیل شده است. اظهارات صریح مقامات واشینگتن درباره «گم شدن» یا «سرقت» تسلیحات ارسالی به گروههای کردی، در کنار افشای پرونده پولشویی کلان در عالیترین سطوح قدرت در اربیل، نشاندهنده یک بحران دوجانبه است: بحران مشروعیت داخلی و بحران پاسخگویی بینالمللی. در شرایطی که تهران و واشینگتن هر دو خواستار شفافیت هستند، اقلیم کردستان اکنون در منگنه پاسخگویی قرار گرفته است؛ سلاحها کجاست و دلارهای ناشی از نفوذ در قراردادهای پنتاگون در کدام ویلاهای کالیفرنیا خاک میخورند؟
ابعاد این پرونده از منظر تحلیل استراتژیک:
۱. معمای تسلیحاتی؛ نشت عمدی یا تجارت سیاه؟
ادعای دونالد ترامپ مبنی بر مفقود شدن تسلیحات ارسالی، فراتر از یک گلایه دیپلماتیک، نشاندهنده یک «نشت برنامهریزی شده» یا «عدم کنترل عملیاتی» است. ورود قطعی این سلاحها به خاک اقلیم از یک سو و انکار تمامی گروههای کردی از سوی دیگر، فرضیات زیر را تقویت میکند:
الف) تغییر مقصد نهایی: این احتمال وجود دارد که تسلیحات مذکور از مجاری رسمی منحرف شده و به بازار سیاه یا گروههایی منتقل شده باشند که واشینگتن تمایلی به پذیرش رسمی مسئولیت آنها ندارد.
ب) جنگ اطلاعاتی رقیبان: اتهامزنی متقابل حزب دمکرات و اتحادیه میهنی نشان میدهد که «سلاح» به ابزاری برای تصفیهحسابهای داخلی تبدیل شده است. استناد کمال کرکوکی به منابع منتسب به موساد علیه بافل طالبانی، نشاندهنده ورود سرویسهای خارجی به بازی «مقصرسازی» در اقلیم است.
۲. پرونده منصور بارزانی؛ فساد سیستماتیک یا ابزار فشار؟
افشای جزئیات پولشویی ۷۰۰ میلیون دلاری منصور بارزانی در موضوع سوخت هواپیما، درست در مقطعی که بحث سلاحها داغ شده، نمیتواند صرفاً یک تصادف زمانی باشد. دریافت کمیسیونهای کلان (۲۵ سنت در هر بشکه) از شرکتهای تأمینکننده سوخت برای ارتش آمریکا، نشاندهنده درهمتنیدگی عمیق منافع مالی خاندان بارزانی با حضور نظامی ایالات متحده است.
برخی تحلیلگران معتقدند افشای این پرونده (صندوق امانی در آمریکا و ویلای ۴۰ میلیون دلاری)، پاتکِ اطلاعاتی آمریکا به اربیل است. واشینگتن با رو کردن این پرونده، درصدد است تا مقامات اقلیم را به همکاری بیشتر در پروندههای امنیتی (بهویژه تقابل با ایران) و یا شفافسازی سرنوشت سلاحهای مفقوده وادار کند.
۳. اقلیم کردستان در منگنه تهران و واشینگتن
کردستان عراق اکنون خود را در برابر دو «بازخواست بزرگ» میبیند که هر دو میتوانند موجودیت سیاسی آن را تحتالشعاع قرار دهند:
| طرف بازخواستکننده |
موضوع اصلی |
پیامد احتمالی |
| ایالات متحده آمریکا |
سرنوشت سلاحهای اهدایی و شفافیت مالی |
قطع حمایتهای لجستیکی و تحریم اشخاص پرنفوذ |
| جمهوری اسلامی ایران |
نفوذ تسلیحات به مرزها و تهدید امنیت ملی |
عملیاتهای فرامرزی و فشارهای سنگین سیاسی بر بغداد و اربیل |
4. تحولات چند ساعت اخیر و ترند شدن ویدیوهای منتسب به انبارهای تسلیحاتی، توسط صفحات مجازی وابسته به حزب دمکرات کردستان (از جمله سایت «وشه») نشاندهنده تغییر فاز این پرونده به یک «جنگ تمامعیار رسانهای و اطلاعاتی» است. سازمان ضد ترور اتحادیۀ میهنی بلافاصله در بیانیه رسمی اعلام کرد سلاحها، روسی است و ارتباطی با سلاحهای امریکایی ندارد. در بازارهای سیاه منطقه، سلاحهای بلوک شرق (AK-47، کلاشنیکفهای مدرن، PKM) به وفور یافت میشوند، در حالی که سلاحهای مفقوده ادعایی آمریکا (مانند پلتفرمهای M4 یا سیستمهای اپتیک پیشرفته)، دارای شماره سریال و قابلیت رهگیری دقیقتری هستند.
نتیجه این که این جنگ ویدیویی و رسانهای، پیامهای متفاوتی برای بازیگران خارجی دارد:
برای واشینگتن: آمریکا اکنون با منطقهای روبروست که سلاحهایش به جای «امنیت»، صرف «پروپاگاندای داخلی» میشود. این هرجمرج رسانهای میتواند منجر به تعلیق یا بازنگری جدی در کمکهای نظامی به نیروهای پیشمرگه شود.
برای تهران: ایران با دقت در حال رصد این است که کدام انبار و کدام جریان، «صاحب واقعی» سلاحهای جدید است. ادعای روسی بودن سلاحها از سوی اتحادیۀ میهنی، نوعی پالس مثبت به تهران است تا حساسیتها نسبت به تجهیزات غربی در سلیمانیه کاهش یابد.
۴. دورنمای احتمالی
واقعیت میدانی حاکی از آن است که اقلیم کردستان به دلیل ساختار «دو ادارهای، به یک حفره سیاه اطلاعاتی تبدیل شده است. اتهامزنیهای متقابل طالبانی و بارزانی، نه تنها پاسخی به سوالات اصلی نمیدهد، بلکه فرضیه «توزیع غیررسمی سلاح برای روز مبادا» را تقویت میکند.
گزاره راهبردی وضعیت مشروحه آن است که پرونده فساد مالی منصور بارزانی، در واقع «نوک کوه یخ» است. پیوند احتمالی این فساد مالی به پرونده تسلیحاتی نشان میدهد که بخشی از ثروتهای بادآورده در اقلیم، حاصل واسطهگری در پروژههای نظامی-امنیتی است که اکنون کنترل آنها از دست بازیگران بینالمللی خارج شده است.
اگر احزاب کردی نتوانند پاسخ قانعکنندهای درباره محل استقرار و هدف نهایی این تسلیحات ارائه دهند، اقلیم کردستان با یک «بحران دوگانه» مواجه خواهد شد: خشم تهران از تسلیح گروههای معارض در مرزهایش و بیاعتمادی واشینگتن از شریکی که سلاحها را میگیرد اما در بزنگاههای استراتژیک، مسیرهای غیرشفاف مالی و نظامی را دنبال میکند. این وضعیت، اقلیم را از یک «متحد استراتژیک» به یک «منطقه خاکستری پرخطر» در دکترین امنیتی هر دو قدرت تبدیل خواهد کرد. واقعیت این است که با تداوم این وضعیت و پرونده های مشابه و متناظر، اقلیم کردستان وارد یک «سقوط آزاد در اعتبار بینالمللی» خواهد شد.

نظر شما