روابط عمومی‌های بدون ارتباط! / کیوان دارابخانی 

سرویس کرمانشاه _ کیوان دارابخانی، صاحبنظر و پژوهشگر حقوق عمومی در مطلبی به نقد عملکرد و کاستی‌های روابط عمومی‌سازمان‌ها و ادارات دولتی پرداخته است که در ادامه می خوانید:

خبرگزاری کردپرس _ در بسیاری از سازمان‌ها، آنچه به نام روابط عمومی شناخته می‌شود، در عمل چیزی فراتر از تولید و انتشار خبرهای سازمانی نیست. مدیرانی که بر صندلی روابط عمومی تکیه زده‌اند، گاه تصور می‌کنند افزایش تعداد اخبار منتشرشده به‌تنهایی معادل انجام وظیفه ارتباطی است؛ برداشتی که با استانداردهای حرفه‌ای مدیریت ارتباطات در جهان فاصله‌ای معنادار دارد. واقعیت آن است که روابط عمومی حرفه‌ای نه بر شمار خبرها، بلکه بر کیفیت مدیریت رابطه سازمان با ذی‌نفعان و افکار عمومی سنجیده می‌شود.

در ادبیات مدرن ارتباطات سازمانی، روابط عمومی یک کارکرد راهبردی است؛ کارکردی که از "رصد افکار عمومی" آغاز می‌شود، با "تحلیل نگرش‌ها و انتظارات مخاطبان" ادامه می‌یابد و در نهایت به "طراحی پیام، گفت‌وگوی هدفمند و ارزیابی اثر ارتباطی" ختم می‌شود. در چنین چارچوبی، خبرنویسی تنها یکی از ابزارهای ارتباطی به شمار می‌آید، نه هسته اصلی آن. با این حال، در برخی ساختارهای سازمانی، این ابزار تاکتیکی جایگزین مأموریت راهبردی روابط عمومی شده و واحد ارتباطات به اتاق تولید خبر فروکاسته است.

بخش مهمی از این وضعیت به الگوی انتخاب مدیران روابط عمومی بازمی‌گردد. بسیاری از مدیران این حوزه با پیشینه خبرنویسی وارد سازمان‌ها شده‌اند؛ پیشینه‌ای که در حوزه تولید محتوا و شناخت رسانه ارزشمند است، اما به‌تنهایی برای مدیریت ارتباطات سازمانی کفایت نمی‌کند. تفاوت اساسی در آن است که خبرنگاری مهارتی عملیاتی برای روایت رویداد است، در حالی که روابط عمومی با لایه‌ای پیچیده‌تر از مدیریت معنا، اعتماد و تعامل اجتماعی سر و کار دارد.

در یک ساختار حرفه‌ای، مدیر روابط عمومی پیش از آنکه به تولید محتوا بیندیشد، باید نقشه ذی‌نفعان سازمان را ترسیم کند: چه گروه‌هایی بر عملکرد سازمان اثر می‌گذارند، چه انتظاراتی دارند، سطح اعتماد آنان چگونه است و کدام پیام می‌تواند این رابطه را تقویت یا تضعیف کند. این نگاه تحلیلی است که ارتباطات سازمانی را از «انتشار خبر» به "مدیریت ادراک عمومی" ارتقا می‌دهد.

پیامدهای غفلت از این رویکرد، بیش از هر زمان در شرایط بحران آشکار می‌شود. سازمانی که روابط عمومی آن صرفاً به تولید خبر عادت کرده، در لحظه بحران معمولاً به انتشار بیانیه‌های واکنشی بسنده می‌کند؛ در حالی که مدیریت حرفه‌ای بحران ارتباطی نیازمند طراحی سناریو، تفکیک مخاطبان، تنظیم پیام‌های متناسب با هر گروه و هدایت روایت بحران در فضای عمومی است. نبود چنین رویکردی سبب می‌شود سازمان نه‌تنها نتواند بحران را مدیریت کند، بلکه کنترل معنای آن در افکار عمومی را نیز از دست بدهد.

در شرایط عادی نیز این تقلیل‌گرایی پیامدهای خود را دارد. بسیاری از اخبار سازمانی که با چنین رویکردی تولید می‌شوند، اغلب یک‌سویه، خودستایانه و فاقد ارزش خبری برای رسانه‌ها هستند؛ به همین دلیل یا منتشر نمی‌شوند یا با ویرایش‌های گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند. از سوی دیگر، روابط عمومی فاقد نگاه راهبردی معمولاً توان گفت‌وگوی حرفه‌ای با منتقدان، پاسخ‌گویی مؤثر به شایعات یا بهره‌گیری از داده‌های افکار عمومی برای اصلاح سیاست‌های مدیریتی را ندارد.

در تجربه‌های موفق جهانی، روابط عمومی زمانی به جایگاه واقعی خود می‌رسد که از یک واحد تشریفاتی یا خبرمحور به "شریک راهبردی مدیریت" تبدیل شود. تحقق این جایگاه مستلزم آن است که سازمان‌ها در انتخاب مدیران روابط عمومی، مجموعه‌ای از شایستگی‌های حرفه‌ای را مدنظر قرار دهند: توان تحلیل ذی‌نفعان، برنامه‌ریزی راهبردی ارتباطات، سنجش اثربخشی پیام‌ها و طراحی سناریوهای ارتباطی در بحران.

خبرنویسی مهارتی ارزشمند است، اما روابط عمومی حرفه‌ای بسیار فراتر از آن تعریف می‌شود. سازمانی که ارتباطات خود را به شمار خبرهای منتشرشده تقلیل می‌دهد، در واقع از مهم‌ترین سرمایه ناملموس خود یعنی اعتماد عمومی غفلت کرده است. تمایز میان "روابط عمومی راهبردی" و "ستاد خبرنویسی" شاید در روزهای عادی چندان به چشم نیاید، اما در نخستین بحران جدی، هزینه این اشتباه به‌روشنی آشکار خواهد شد.

کد مطلب 2794975

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha