تهدید موجودیت اقلیم کردستان با ادامه اختلافات دو حزب حاکم

سرویس جهان- تداوم اختلافات میان حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان و ناتوانی در تشکیل دولت جدید، موجودیت سیاسی و اداری اقلیم کردستان عراق را با تهدیدی جدی مواجه کرده است. این بحران همزمان با پیامدهای جنگ علیه ایران، جایگاه امنیتی، اقتصادی و خودگردانی این منطقه را بیش از پیش تضعیف کرده است.

به گزارش کردپرس، بیش از ۱۸ ماه از برگزاری انتخابات پارلمانی در اقلیم کردستان عراق می‌گذرد، اما هنوز دولت جدید این منطقه تشکیل نشده است. این بن‌بست سیاسی باعث شده اقلیم کردستان عملاً در حالت حکومت موقت و بدون تصمیم‌گیری مؤثر باقی بماند؛ در حالی که چالش‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی پیرامون آن رو به افزایش است.
در مرکز این بحران، اختلاف عمیق میان دو حزب اصلی کردستان یعنی حزب دموکرات کردستان (KDP) و اتحادیه میهنی کردستان (PUK) قرار دارد. شکاف میان این دو جریان، روند حکمرانی دموکراتیک را مختل کرده، توان اقلیم برای اثرگذاری سیاسی را کاهش داده و جایگاه آن را در معادلات منطقه‌ای و داخلی عراق تضعیف کرده است.
اگر نهادها و ترتیبات سیاسی که اقلیم کردستان را به‌عنوان یک واحد منسجم حفظ می‌کنند از کار بیفتند، این منطقه ممکن است با گسستی روبه‌رو شود که مشکلات موجود را تشدید خواهد کرد.
چرا همکاری میان دو حزب کردی فروپاشید؟
روابط میان این دو حزب در طول تاریخ همواره با تنش‌های شدید همراه بوده، هرچند دوره‌هایی از همکاری نیز میان آنها وجود داشته است. یکی از مهم‌ترین این دوره‌ها در اواسط دهه ۲۰۰۰ رقم خورد؛ زمانی که خودمختاری کردها در چارچوب قانون اساسی عراق تثبیت شد. توافق راهبردی سال ۲۰۰۶ میان دو حزب، پایه این همکاری بود، اما اکنون به نظر می‌رسد این ساختار در حال فروپاشی است.
حزب دموکرات کردستان خود را نیروی برتر سیاسی اقلیم می‌داند؛ موضوعی که به نتایج انتخابات فدرال و منطقه‌ای استناد می‌کند. این حزب خواهان پایان دادن به تقسیم قدرت سنتی با اتحادیه میهنی است؛ موضعی که مسعود بارزانی نیز آشکارا از آن حمایت کرده است. همزمان، این حزب نسبت به رهبری بافل طالبانی در اتحادیه میهنی بدبین است.
در مقابل، اتحادیه میهنی تلاش می‌کند پس از سال‌ها ضعف داخلی، اختلافات جناحی و از دست دادن نفوذ، دوباره جایگاه برابر خود با حزب دموکرات را احیا کند. از نگاه این حزب، هر توافقی بدون تقسیم واقعی قدرت قابل قبول نخواهد بود. همچنین اتحادیه میهنی از تمرکز قدرت در دست مسرور بارزانی، نخست‌وزیر اقلیم، ناراضی است و خواهان تضمین‌هایی برای اصلاح این وضعیت است.
اکنون پس از ماه‌ها بن‌بست، عملاً روابط سیاسی میان دو حزب قطع شده و این اختلافات توان آنها را برای مواجهه با بحران‌های داخلی و منطقه‌ای به شدت کاهش داده است.
پیامدهای داخلی و روابط با بغداد
در سطح ملی عراق، رقابت دو حزب بر سر منصب ریاست‌جمهوری عراق، آشکارترین نشانه اختلافات اخیر است. از سال ۲۰۰۵ این سمت در چارچوب تقسیم‌بندی غیررسمی قومی ـ مذهبی به کردها اختصاص یافته و اتحادیه میهنی همواره آن را در اختیار داشته است.
اما در دو دوره اخیر انتخابات، حزب دموکرات کردستان با استناد به اینکه بزرگ‌ترین حزب کردی است، استدلال کرده ریاست‌جمهوری نباید به‌طور خودکار به اتحادیه میهنی واگذار شود، بلکه باید موضوع مذاکره داخلی کردها باشد. این اختلاف در سال ۲۰۲۱ به تأخیر یک‌ساله در تشکیل دولت عراق انجامید و پس از انتخابات ۲۰۲۵ نیز بار دیگر تکرار شد.
این شکاف تنها رقابت بر سر مناصب نیست، بلکه موجب تضعیف سطح اختیارات اقلیم نیز شده است. در یک سال گذشته، دولت فدرال عراق کنترل بیشتری بر امور مالی اقلیم اعمال کرده است. از جمله، بغداد مدیریت صادرات نفت از طریق خط لوله ترکیه را در دست گرفته است؛ اقدامی که در چارچوب توافق سپتامبر ۲۰۲۵ برای ازسرگیری صادرات نفت پس از دو سال توقف انجام شد.
در ماه مارس، مسرور بارزانی تلاش کرد از این خط لوله برای فشار بر دولت مرکزی استفاده کند، اما به دلیل نبود حمایت اتحادیه میهنی و شرکای خارجی موفق نشد. همچنین بغداد سامانه سراسری جدید گمرکی موسوم به ASYCUDA را راه‌اندازی کرده که عملاً درآمدهای مرزی اقلیم با ایران و ترکیه را از کنترل احزاب کردی خارج می‌کند.
تبعات جنگ علیه ایران برای اقلیم کردستان
کاهش نفوذ سیاسی کردها در بغداد، در جایگاه ژئوپلیتیکی اقلیم نیز منعکس شده است. با وجود موقعیت راهبردی اقلیم در همسایگی عراق فدرال، ایران، ترکیه و سوریه، این منطقه اکنون بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر بازیگران بیرونی قرار دارد؛ مسئله‌ای که جنگ علیه ایران آن را آشکار کرده است.
طبق آمار گروه محلی «تیم‌های صلح‌ساز »، اقلیم کردستان از آغاز جنگ تاکنون دست‌کم ۶۹۵ حمله را تجربه کرده که ۴۸ مورد آن پس از آغاز آتش‌بس رخ داده است. در این حملات ۲۲ نفر کشته و بیش از ۱۰۰ نفر زخمی شده‌اند. زیرساخت‌های حیاتی، تأسیسات نظامی آمریکا و مراکز دیپلماتیک نیز بارها هدف قرار گرفته‌اند.
بی‌اعتمادی متقابل میان این دو حزب مانع از آن شده که آنها جبهه‌ای واحد برای حفظ اقلیم از تبعات جنگ تشکیل دهند؛ چه در تعامل با واشنگتن و تهران، و چه در بغداد برای مهار حملات گروه‌های مسلح در عراق.
برآوردها نشان می‌دهد این گروه‌ها از آغاز جنگ حدود ۴۵۳ حمله علیه اقلیم انجام داده‌اند. انگیزه اصلی این حملات، تصور نزدیکی کردها به آمریکا عنوان شده، هرچند تنش میان اربیل و بغداد نیز در آن مؤثر است.
آینده چه خواهد شد؟
این تصویر، آینده‌ای نگران‌کننده برای اقلیم کردستان ترسیم می‌کند؛ هرچند نشانه‌های آن از مدت‌ها قبل آشکار شده بود. رهبران دو حزب اصلی می‌توانند مسیر تقابل را ادامه دهند یا به سمت مصالحه حرکت کنند، اما در شرایط فعلی احتمال گزینه دوم پایین به نظر می‌رسد.
میانجی‌گری خارجی نیز یکی از گزینه‌هاست. آمریکا در سال ۱۹۹۸ به پایان جنگ داخلی کردها کمک کرد، اما تلاش‌های اخیر نتوانسته ریشه اختلافات را حل کند. افزون بر این، با توجه به ضعف رهبری دو طرف، یافتن میانجی مؤثر نیز دشوار خواهد بود.
هرچه بن‌بست سیاسی در اربیل طولانی‌تر شود، پرسش‌ها درباره کارآمدی اقلیم کردستان به‌عنوان یک موجودیت سیاسی افزایش خواهد یافت. هرچند فروپاشی رسمی اقلیم بعید است، زیرا مستلزم تغییر قانون اساسی عراق است، اما یکی از سناریوهای مطرح‌شده این است که بودجه استان‌های اقلیم مستقیماً از بغداد پرداخت شود و دولت اقلیم به حاشیه رانده شود.
افراد خوشبین معتقدند دو حزب سرانجام به توافق خواهند رسید و دولت جدید تشکیل می‌شود، اما با از بین رفتن بسیاری از فرضیات قدیمی، اکنون حتی سناریوهایی که زمانی غیرقابل تصور بودند نیز بیش از گذشته محتمل به نظر می‌رسند.

اندیشکده چتم هاوس

کد مطلب 2795106

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha