کردپرس
حزب دمکرات با تبدیل کردن "انفال" به یک کالا برای تجارت سیاسی، در حال ارتکاب یک خودکشی فرهنگی است. چگونه میتوان ترومای جمعی یک ملت را که در کوهپایههای بارزان و دشتهای کردستان ریشه دارد، با میزبانی از «طاهر حبوش» و «عزت ابراهیم» و مأمن شدن برای وارثات رژیم بعث معامله کرد؟ اسکان بقایای بعث در مناطق «آکری» و «اربیل»، تلاشی سیستماتیک برای «عادیسازی جنایت» و در راستای تجارت با ترومای جمعی و زوال هویت است. وقتی جلاد و قربانی در یک جغرافیا به همزیستی میرسند، «معنایِ کرد بودن» فرو میپاشد. این را نباید تسامح خواند، بلکه «بیحسیِ اخلاقی» نخبگان حاکم است که حافظه تاریخی مردم را به بهایِ بقای قبیلهای به حراج گذاشتهاند.
پیام تقدیر رغد دختر صدام که خود را وارث حزب بعث عربی عراق دانسته و بسیاری تحرکات داخل عراق را پس از فروپاشی حزب بعث بعهده دارد چیز تازه ای نبود که تعجب بر انگیز باشد زیرا از همان ابتدای فروپاشی صدام شایعاتی مبنی بر اختفای بسیاری از رهبران حزب بعث در اربیل بر سر زبانها بود و حزب دمکرات نیز این حضور را در راستای سرمایه گذاری اعراب در اربیل معرفی میکرد البته نباید چندان بدنبال ریشه های اشتراکی بین حزب دمکرات و حزب بعث بود زیرا ۳۱ آگوست ۱۹۹۶ که در تاریخ روابط حزب دمکرات با بغداد به تثبیت رسیده است سند گویایی از پیوند ریشه ای این دو حزب میباشد. روزی که تانکهای گارد ریاستجمهوری صدام به دعوتِ حزب دمکرات، خاک اربیل را زیر شنیهای خود له کردند تا رقیبِ داخلی را حذف کنند. آن روز، «خیانت» به لباسِ «ضرورت» درآمد و امروز، اسکانِ جانیانی چون «طاهر حبوش» و «عزت ابراهیم» زیر لوای «سرمایهگذاریِ اعراب»، ادامهی همان منطقِ معیوب است. بسیار گزنده است که بدانیم «طاهر حبوش»، رئیس استخبارات صدام که دستانش تا مرفق به خونِ این ملت آغشته بود، در امنیتِ کامل در اربیل پیر شد و مُرد. در حالی که خانوادههای شهدا هنوز به دنبالِ پارهپیراهنی از عزیزانشان در بیابانهای «نوگره سلمان» میگردند، سرانِ بعث در ویلاهایِ لوکسِ «آکری» و «اربیل»، جلسات بازسازیِ تشکیلاتی برگزار میکنند. بعد از فروپاشی صدام در ۲۰۰۳ منطقه اربیل امن ترین مکان تجمعات حزب منحله بعث بود اینرا هم آمریکایی ها و هم مردم اقلیم میدانستند. تشکیل جلسات سازماندهی حزب بعث با حضور افسران ارشد این حزب و هسته های مخفی فعال و نیمه فعال در مناطق اکری و اربیل و تکریت از اقدامات حزب دمکرات بود که از دیدگاهها پنهان نمانده است اعلام مرگ طاهر حبوش رئیس استخبارات صدام در اربیل در مورخه 3/ 4/ 2026 که در قتل کردها شهره عام و خاص بود سندی گویا بر اسکان و اختفای بقایای حزب در منطقه اربیل است.
حضور بعثیها در اربیل یک خطای استراتژیکِ نابخشودنی است. اربیل با تبدیل شدن به «منطقه خاکستری» برای بازسازی حزب منحله بعث، عملاً خود را به عنوان یک «بازیگر آنارشیست» در منطقه معرفی میکند. این رفتار، اقلیم را در «منگنه امنیتی» میان بغداد و تهران قرار میدهد. معامله با «رغد» به امید کسب نفوذ در آیندهی موهومِ عراق، قمار بر سرِ اعتباری است که کردستان برای آن دههها هزینه کرده است. این رفتار از جنس دیپلماسی نیست، بلکه «انزوایِ خودخواسته» در پیلهی بعثیسم است.
پیام رغد صدام حسین یک «عملیات روانی مهندسیشده» است که با آن، برند "اربیل؛ قلعه آزادی" را به "اربیل؛ حیاطخلوت دیکتاتوری" تغییر داد..این پیام، یک «کد رسانهای» بود تا به جهان نشان دهد که ادعاهای ژینوساید و مظلومیت کردها، تنها ابزاری برای باجگیری سیاسی است. وقتی رسانههای حزب دمکرات از مرگ طاهر حبوش (قصاب کردها) با سکوت یا قصد برگزاری مراسم ختم عبور میکنند، عملاً «پروپاگاندای بعث» را در قلب خاک کردستان بازنشر میدهند. این شکستِ کاملِ دیپلماسی عمومی و رسانهای است که حقیقت را پیش پای «مصلحتِ حزبی» ذبح کرده است.
اکنون اربیل در حال تبدیل شدن به یک «موزه زنده از تناقضها»ست. جریان مدعی مالکیت قضیۀ کردی نمیتواند همزمان «مرزبانِ ارزشهای کردستان» و «میزبانِ وارثانِ شیمیایی» باشد. پیام تشکر رغد، یک «ننگنامه» است که بر پیشانیِ سیاستِ «درهای باز» اربیل حک شد. تکلیف ۸۰ هزار بارزانیِ مفقودالاثر و ۱۸۲ هزار قربانیِ انفال با این «اشتراکات جدید» چیست؟ اگر قرار بود اربیل به مأمنِ جانیانی تبدیل شود که رویای بازگشت به عصرِ وحشت را دارند، پس آن همه خون برای چه ریخته شد؟ چگونه میتوان از یک سو موزهی «انفال» بنا کرد و با نام ۸۰ هزار بارزانیِ مفقودالاثر و صدها هزار قربانی ژینوساید، از مجامع بینالمللی طلب مشروعیت کرد، و از سوی دیگر، آغوشِ اربیل را برای بقایایِ همان تفکری گشود که «حلبچه» را به گورستانِ دستهجمعی تبدیل کرد؟ این تناقض، سنخیتی با تاکتیک سیاسی ندارد، بلکه یک «انحطاط استراتژیک» است.
تا کنون حضور بقایای بعث در اربیل با شبهه همراه بود ولی با ظهور رغد صدام در کنار مسعود بارزانی قبح این رابطه زدوده شد و از ارتباط گسترده بین آنان رونمایی شد بعد از این باید منتظر برملا شدن اشتراکات بیشتر بین دو حزب با دشمنی قدیمی و اشتراکات جدید باشیم. سیاستِ بدون اخلاق، ساختمانِ بیپی است که در اولین طوفانِ تاریخی فرو خواهد ریخت. اگر امروز جلوی این «تعاملِ ننگین» گرفته نشود، فردا دیگر نه از «اقلیم» چیزی باقی خواهد ماند و نه از «شرفِ مبارزاتی».

نظر شما