مبارزات مذاکراتی و ژئوپلیتیک نظام جهانی

سرویس ایران - جنگ دو مرحله‌ای آمریکا علیه ایران در خرداد و اسفند ۱۴۰۴، در ظاهر ناشی از یک تحریک منطقه‌ای بود که با هدف تغییر نظام سیاسی بر ایران تحمیل گردید؛ اما در باطن، جنگی حیثیتی برای حفظ هژمونی آمریکا و تثبیت رژیم صهیونی در منطقه بود که با ناکامی مواجه شد. پس از ویرانی‌ها و خسارات جانی و مالی فراوان نه‌تنها نتوانست تغییری در نظام سیاسی ایران ایجاد کند، بلکه موجب تغییری اساسی و بنیادین در نظام ژئوپلیتیک جهانی گردید.

کرد پرس- در این حمله ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، همانند یک قهرمان سنگین‌وزن جهان، خود را با کشوری درگیر کرد که از دو حالت خارج نبود؛ یا نظام سیاسی ایران را تغییر می‌داد یا از آن شکست می‌خورد. با نگاهی پدیدارشناسانه می‌توان گفت در هر دو حالت نیز شکست نصیب او می‌گردید؛ زیرا شکست یک قدرت منطقه‌ای نمی‌توانست برای او پیروزی‌آفرین باشد، چون خود را قدرت بلامنازع جهان تصور می‌کرد و در صورت شکست از یک قدرت منطقه‌ای، بزرگ‌ترین شکست تاریخی را متحمل می‌شد که جبران آن بسیار دشوار بود.

اینک، به اذعان دوستان و دشمنان، آمریکا در این نبرد نه‌تنها به اهداف خود نرسید، بلکه اعتبار جهانی خود را نیز در این راه بی‌نتیجه به مخاطره انداخت. آمریکا در یک اشتباه محاسباتی مکرر، به نبرد با نظامی ایدئولوژیک مبادرت کرد که شناخت عمیقی از فرهنگ، تمدن و باورهای آن نداشت.

در این نبرد نابرابر، قبح مقاومت و ایستادگی در برابر آمریکا برای بسیاری از کشورها فرو ریخت و انگیزه خودباوری و احساسات ملی‌گرایانه را در میان جامعه داخل و خارج از کشور افزایش داد. به گواه بسیاری از شواهد و اسناد، آمریکا آغازگر جنگ و در عین حال پیشنهاددهنده خاتمه آن بوده است؛ زیرا هزینه‌های جنگ در شرایط کنونی برای هیچ کشوری قابل تحمل نیست و آمریکا نیز از این جنگ نتوانست دستاوردی متناسب با اهداف خود به دست آورد.

با پذیرش شرایط پساجنگ از سوی دو طرف، میدان مبارزه وارد فضای جدیدی شده و به تعبیر دیگر، «لانچرهای نظامی» به «لانچرهای سیاسی» تبدیل شده‌اند. این مرحله را می‌توان «مبارزات مذاکراتی» نامید. بدیهی است که در این مرحله، کار به‌مراتب دشوارتر از دوره جنگ نظامی خواهد بود و فنون مبارزه نیز بسیار پیچیده‌تر است. مهارت و ورزیدگی طرفین می‌تواند در پیشرفت مذاکرات نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد؛ تا آنجا که می‌توان گفت میدان مبارزات دیپلماتیک مهم‌تر و حساس‌تر از میدان موشک و بمب است.

دلایل قوی و معنوی ایران در این مرحله میتواند رگ‌های گردن مذاکرات را قدرتمند سازد. هرچند در اردوگاه آمریکا اتاق‌های فکر و مراکز کارشناسی ورزیده‌ای وجود دارد، اما ترامپ اعتقاد چندانی به اتاق فکر نداشته و خود به تنهایی بار تصمیم‌گیری‌ها را بر دوش گرفته است. در مقابل، در اردوگاه ایران انگیزه دفاع و مبارزه بسیار بالاتر از آمریکا به نظر می‌رسد.

میادین شهرها و حتی روستاها، به اذعان بسیاری از جامعه‌شناسان سیاسی، یکی از پدیده‌های تولید قدرت ملی در عصر حاضر محسوب می‌شوند؛ پدیده‌ای که ایران در حال تجربه آن است. این دوره جدید، ایران را فعال‌تر، پویاتر و باانگیزه‌تر کرده است. به نظر می‌رسد این حضور مردمی، پشتوانه‌ای مناسب برای مبارزات مذاکراتی باشد.

بی‌تردید در هر دو جبهه، موافقان و مخالفان جنگ وجود دارند؛ اما کاسبان جنگ در اردوگاه آمریکا، لابی قدرتمند یهودیان افراطی میباشند که در بدنه حاکمیت آمریکا از جایگاه بالایی برخوردارند. با این حال دیده میشود مخالفان جنگ در آمریکا رو به افزایش هستند؛ در حالی که کفه ترازوی طرفداران صلح و آرامش در جهان، که در کنار ایران قرار گرفته‌اند، بر کفه جنگ‌طلبان سنگینی می‌کند.

آنچه مسلم است، با توجه به تجاوزاتی که  به ایران صورت‌گرفته، انگیزه مقاومت و دفاع در میان ایرانیان رو به افزایش است و در مقابل، به دلیل مشکلات سیاسی درون حاکمیت آمریکا، انسجام ابرقدرتی گذشته مشاهده نمی‌شود.

اروپا و کشورهای بزرگی مانند چین و روسیه نیز به دلایل منافع اقتصادی، مدافع صلح و آرامش هستند. لانچرهای سیاسی ایران نیز به این موضوع واقف بوده و متناسب با مقتضیات سیاسی، آرایش تقابلی اتخاذ می‌کنند. این رویکرد در مواضع برخی کشورهای جهانی و منطقه‌ای، نشان‌دهنده نوعی همسویی ایران با سیاست‌های اصولی منطقه‌ای و جهانی است.

تغییر رویکرد برخی کشورها نسبت به ایران، حاکی از افزایش جایگاه و نفوذ منطقه‌ای این کشور است؛ ایرانی که کمتر کشوری تصور می‌کرد بتواند از زیر بار فشارهای جنگی آمریکا و متحدانش در منطقه جان سالم به در ببرد. اما اکنون نه‌تنها فرونپاشیده، بلکه به قدرتی تأثیرگذار در منطقه تبدیل شده است که برخی کشورها تلاش می‌کنند مواضع خود را به آن نزدیک کنند.

این نبرد نابرابر و نتایج غیرقابل پیش‌بینی آن، شاید در عرصه تقابل و برخورد فیزیکی پدیده‌ای مرسوم و گذرا به نظر برسد، اما بی‌تردید تأثیرات عمیق جهانی خود را در یک فرآیند زمانی به جهانیان نشان خواهد داد. شاید اتفاقی شبیه جنگ سرد و یا فراگیرتر از آن بر. جهانم عارض شود در چنین شرایطی، معادلات جهانی ممکن است از نظام مبتنی بر ابرقدرتی به نظامی مبتنی بر تقابل اراده‌ها و خودباوری ملت‌ها سوق پیدا کند و خط پایانی بر ابر قدرتی باشد و نظام سیاسی جهان دچار دگرگونی‌های اساسی شود؛ و این یعنی تغییر در نظام ژئوپلیتیک جهانی، تغییری که کمتر کسی انتظار آن را داشت.

کد مطلب 2796504

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha