آیا «مسجد بزرگ بارزانی» راز بن‌بست سیاسی اقلیم کردستان را آشکار می‌کند؟

سرویس جهان- مسجدی با ابعاد کم‌سابقه در اقلیم کردستان، بیش از آنکه درباره دین باشد، درباره نوعی تصور از حاکمیت و شباهت آن با مدل دولت‌های خلیج فارس است.

به گزارش کردپرس، در حالی که اقلیم کردستان عراق پس از گذشت بیش از ۶۰۰ روز همچنان موفق به تشکیل دولت جدید نشده است، آغاز پروژه ساخت «مسجد بزرگ بارزانی» در اربیل، بحث‌های گسترده‌ای را درباره اولویت‌های دولت و حتی نوع نگاه رهبران حزب دموکرات کردستان به قدرت برانگیخته است. نشریه نشنال کانتکست در این باره نوشت این پروژه تنها یک بنای مذهبی یا معماری نیست، بلکه نمادی از نوعی برداشت از حکومت است که خود به یکی از عوامل اصلی تداوم بحران سیاسی اقلیم تبدیل شده است.

مسعود بارزانی و خانواده بارزانی همواره جایگاه ویژه‌ای در تاریخ جنبش ملی کردها داشته‌اند، اما پروژه جدیدی که با ابتکار نخست‌وزیر اقلیم، مسرور بارزانی، آغاز شده، از نگاه این نشریه تلاشی برای تبدیل نام «بارزانی» به یک نماد دائمی قدرت سیاسی است؛ الگویی که بیش از آنکه از تاریخ کردستان الهام گرفته باشد، به تجربه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحده عربی، شباهت دارد.

پروژه‌ای با رکوردهای جهانی

طبق طرح اعلام‌شده، مسجد بزرگ بارزانی قرار است بیش از دو میلیون متر مربع وسعت داشته باشد و با برخورداری از بزرگ‌ترین گنبد، بلندترین ورودی، بزرگ‌ترین فرش دست‌باف و بزرگ‌ترین ساعت آفتابی جهان، در شمار بزرگ‌ترین مجموعه‌های مذهبی دنیا قرار گیرد. ظرفیت شبستان اصلی حدود ۹ هزار نمازگزار و فضای اطراف آن نیز برای پذیرایی از صدها هزار نفر طراحی شده است.

مسرور بارزانی هنگام آغاز عملیات اجرایی این پروژه اعلام کرد که اربیل برای ارتقای جایگاه جهانی خود به چنین نمادی نیاز دارد؛ سخنی که از نگاه نویسنده، بیش از آنکه درباره توسعه شهری باشد، بازتاب نوعی جاه‌طلبی سیاسی است.

الگوبرداری از پایتخت‌های عربی

تحلیل یادشده معتقد است این پروژه از همان الگویی پیروی می‌کند که طی دهه‌های گذشته در کشورهای عربی خلیج فارس دنبال شده است؛ الگویی که در آن بناهای عظیم مذهبی با نام بنیان‌گذاران حکومت‌ها ساخته می‌شوند تا میان خاندان حاکم، دولت و هویت ملی پیوندی دائمی برقرار کنند.

در امارات، مسجد شیخ زاید، در عمان مسجد سلطان قابوس و در بحرین مسجد احمد الفاتح، هر یک چنین کارکردی دارند. اما نویسنده معتقد است پروژه اربیل یک گام فراتر می‌رود، زیرا نام «بارزانی» تنها به یک شخصیت اشاره ندارد، بلکه کل یک خاندان سیاسی را نمایندگی می‌کند و همین امر، پروژه را به نمادی از استمرار یک دودمان سیاسی تبدیل می‌کند.

شباهت به الگوی محمد بن زاید

بخش مهمی از مقاله به مقایسه میان مسرور بارزانی و محمد بن زاید، رئیس امارات، اختصاص یافته است.

به اعتقاد نویسنده، مسرور بارزانی پس از سفرهای خود به امارات، تلاش کرده همان الگویی را دنبال کند که طی آن محمد بن زاید، نام شیخ زاید را به ستون اصلی هویت ملی امارات تبدیل کرد؛ الگویی که بر معماری عظیم، شعارهای مدارا و ثبت رکوردهای جهانی استوار است.

از این منظر، مسجد بزرگ بارزانی صرفاً یک بنای مذهبی نیست، بلکه تلاشی برای تثبیت نام خاندان بارزانی به‌عنوان هویت دائمی حکومت اقلیم محسوب می‌شود.

تضاد با واقعیت سیاسی اقلیم

اما نویسنده معتقد است مشکل اصلی دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود. بر خلاف امارات که نظامی متمرکز و موروثی دارد، اقلیم کردستان بر پایه مشارکت دو حزب اصلی، حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان، اداره می‌شود؛ دو جریانی که هر یک ساختارهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی مستقل خود را دارند و تشکیل هر کابینه‌ای مستلزم توافق و تقسیم قدرت میان آنهاست.

به باور نویسنده، رهبری که قدرت را نوعی حق موروثی تلقی کند، طبیعتاً دشوارتر می‌تواند با اصل مشارکت، تقسیم وزارتخانه‌ها یا پذیرش نقش برابر رقیب کنار بیاید و همین ذهنیت، روند تشکیل دولت را پیچیده‌تر می‌کند.

به همین دلیل، مقاله استدلال می‌کند که بن‌بست تشکیل کابینه تنها ناشی از اختلاف بر سر وزارتخانه‌ها یا درآمدهای نفتی نیست، بلکه ریشه عمیق‌تری در برداشت رهبران از مفهوم قدرت دارد.

انتقاد از هزینه‌های پروژه

مقاله همچنین از منظر اقتصادی نیز این پروژه را زیر سؤال می‌برد. به نوشته نشنال کانتکست، اقلیم کردستان طی سال‌های اخیر بارها در پرداخت به‌موقع حقوق کارمندان با مشکل مواجه بوده و هنوز اطلاعات شفافی درباره هزینه نهایی این پروژه منتشر نشده است.

از نگاه او، پروژه‌ای که قرار است رکوردهای جهانی ثبت کند، بدون آنکه مشخص باشد چه بازده اقتصادی یا اجتماعی خواهد داشت، بیشتر به نمایش قدرت شباهت دارد تا یک سرمایه‌گذاری توسعه‌ای.

آیا اربیل به نماد تازه نیاز دارد؟

یکی دیگر از محورهای انتقادی مقاله، استدلال مسرور بارزانی درباره نیاز اربیل به یک نماد جهانی است.

نویسنده یادآوری می‌کند که اربیل یکی از قدیمی‌ترین شهرهای جهان با سابقه چند هزار ساله است و ارگ تاریخی اربیل، مناره چولی و دیگر آثار تاریخی آن، خود از مهم‌ترین نمادهای هویتی شهر به شمار می‌روند.

از این رو، وی معتقد است ساخت یک بنای عظیم جدید، نه تنها ضرورتی ندارد، بلکه ممکن است در سایه قرار دادن میراث تاریخی شهر را نیز به همراه داشته باشد.

پیامدهای منطقه‌ای

در بخش پایانی، مقاله به ابعاد ژئوپلیتیکی موضوع می‌پردازد.

به اعتقاد نویسنده، نزدیک شدن نمادین اقلیم کردستان به الگوی امارات، در شرایطی که روابط ابوظبی با برخی بازیگران منطقه‌ای از جمله ایران و تا حدی ترکیه با حساسیت‌هایی همراه است، می‌تواند هزینه‌های سیاسی جدیدی برای اربیل ایجاد کند.

نویسنده تأکید می‌کند اقلیم کردستان نه از نظر موقعیت جغرافیایی، نه ساختار حقوقی و نه منابع مالی، قابل مقایسه با امارات نیست و تلاش برای الگوبرداری از آن، بیش از آنکه دستاوردی به همراه داشته باشد، می‌تواند بر پیچیدگی‌های سیاسی اقلیم بیفزاید.

در مجموع، نویسنده، مسجد بزرگ بارزانی را صرفاً یک پروژه معماری نمی‌داند، بلکه آن را نمادی از نوع نگاه مسرور بارزانی به قدرت و حکومت ارزیابی می‌کند. از نگاه او، همین برداشت از قدرت، که بیش از الگوی حکومت ائتلافی به نظام‌های موروثی شباهت دارد، یکی از دلایل تداوم بن‌بست تشکیل دولت در اقلیم کردستان است؛ هرچند این تحلیل، دیدگاهی انتقادی و قابل مناقشه است و لزوماً بازتاب‌دهنده دیدگاه همه تحلیلگران یا جریان‌های سیاسی اقلیم نیست.

Top of Form

Bottom of Form

کد مطلب 2796616

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha