به گزارش کردپرس، گلتن کایا، همسر احمد کایا، خواننده شهیر کرد در ترکیه، در گفتوگویی با وبسایت خبری آمارجی،، از زندگی، اندیشه و سرنوشت او میگوید؛ هنرمندی که به گفته او قربانی سیاستهای انکار هویت کردی، فضای رسانهای و ناتوانی ترکیه در پذیرش تنوع فرهنگی شد.
با گذشت بیش از ۲۶ سال پس از ترک اجباری ترکیه و نزدیک به سه دهه پس از جنجال بر سر اعلام ساخت نخستین ترانه کردی، احمد کایا همچنان یکی از تأثیرگذارترین چهرههای موسیقی و مسئله کردها در ترکیه محسوب میشود. گلتن کایا، همسر و نزدیکترین همکار هنری او، در گفتوگویی با مرور زندگی این خواننده سرشناس، از هویت کردی، تبعید، نقش رسانهها، روند صلح و میراث سیاسی و فرهنگی او سخن گفته است.

هنرمندی که بیعدالتی را تاب نمیآورد
گلتن کایا، احمد کایا را هنرمندی معرفی میکند که از کودکی نسبت به بیعدالتی حساس بود. او معتقد است دو عامل اصلی شخصیت احمد کایا را شکل داد؛ نخست تجربه زیستن به عنوان یک کرد در ترکیه و دوم، تعلق او به طبقه کارگر و اندیشههای سوسیالیستی. به گفته او، احمد کایا در شهر چندفرهنگی مالاتیا، در کنار کردها، ترکها، علویان، اهل سنت و ارامنه رشد کرد و همین تنوع فرهنگی، موسیقی او را از همان ابتدا غنا بخشید.
هویت کردی؛ بخشی جداییناپذیر از شخصیت احمد کایا
همسر احمد کایا تأکید میکند که هویت کردی برای او یک شعار سیاسی نبود، بلکه بخشی از زندگی روزمره و شخصیتش محسوب میشد. به گفته گلتن کایا، اگرچه احمد هرگز فرصت یادگیری زبان مادری خود را پیدا نکرد، اما همواره ارتباط عمیقی با تاریخ، فرهنگ و رنج مردم کرد داشت و این احساس در آثار هنری و زندگی شخصی او نمایان بود. او میگوید احمد کایا هرگز نخواست تنها به عنوان یک هنرمند سیاسی یا صرفاً خواننده ترانههای عاشقانه شناخته شود؛ بلکه تلاش میکرد تجربههای مشترک انسانی را روایت کند.
«احمد پیش از هر چیز یک مخالف بود»

گلتن کایا معتقد است مهمترین ویژگی همسرش «مخالف بودن» بود؛ مخالف هرگونه استبداد، تبعیض و نقض حقوق بشر. او یادآور میشود احمد کایا هم از حق تحصیل دختران محجبه دفاع کرد و هم در دهه ۱۹۹۰ نسبت به خشونت علیه کردها سکوت نکرد؛ مواضعی که باعث شد هم از سوی بخشی از چپ و هم از سوی جریانهای ملیگرا هدف حمله قرار گیرد. به گفته او، احمد کایا معتقد بود دفاع از آزادی تنها زمانی معنا دارد که شامل مخالفان فکری نیز بشود.
جنجالی که زندگی او را تغییر داد

نقطه عطف زندگی احمد کایا، مراسم اهدای جایزه «هنرمند سال» در فوریه ۱۹۹۹ بود؛ جایی که اعلام کرد در حال ضبط ترانهای به زبان کردی است و برای آن موزیکویدئو نیز خواهد ساخت. گلتن کایا میگوید واکنش تند به این سخنان تنها محصول رفتار چند فرد نبود، بلکه ریشه در دههها سیاست انکار هویت کردی داشت. به باور او، مشکل اصلی صرفاً خواندن به زبان کردی نبود؛ بلکه نفوذ اجتماعی احمد کایا و توانایی او در ایجاد پل میان کردها و ترکها بود؛ موضوعی که او را به هدف حملات تبدیل کرد.
رسانهها چگونه احمد کایا را به تبعید کشاندند؟
گلتن کایا نقش رسانههای ترکیه را در سرنوشت احمد کایا تعیینکننده میداند. او میگوید پس از مراسم سال ۱۹۹۹، موجی از تیترها، شکایتهای قضایی و گزارشهای تحریفشده علیه احمد کایا آغاز شد و حتی تکذیبیههای مکرر او نیز بازتابی در رسانهها پیدا نکرد. به گفته او، فضای ایجاد شده تنها به انتقاد از یک هنرمند محدود نبود، بلکه به پروژهای برای تخریب کامل شخصیت احمد کایا تبدیل شد.
تبعیدی که قرار نبود دائمی باشد

بر خلاف تصور رایج، گلتن کایا میگوید سفر احمد کایا به اروپا قرار بود تنها یک تور کنسرت باشد. به گفته او، احمد با یک ساک کوچک و سازهایش ترکیه را ترک کرد و قصد بازگشت داشت، اما تشدید فشارهای رسانهای، پروندههای قضایی و تهدیدهای امنیتی، این سفر کوتاه را به تبعیدی دائمی تبدیل کرد. او تأکید میکند احمد از زندان هراسی نداشت، بلکه نگران جان خود بود؛ زیرا خانواده بارها تهدید به قتل شده بودند.
روند صلح؛ نیازمند تغییر اجتماعی
بخش مهمی از این گفتوگو به روند جدید مذاکرات میان دولت ترکیه و جنبش کرد اختصاص دارد. گلتن کایا معتقد است صلح تنها با توافق سیاستمداران محقق نمیشود و نیازمند تغییر در آموزش، رسانهها، قوانین و فرهنگ عمومی است. او میگوید نژادپرستی و تبعیض علیه کردها با تصویب قانون از بین نمیرود و جامعه ترکیه باید گذشته خود را صادقانه بازنگری کند.
احمد کایا؛ نه جداییطلب، نه وابسته به احزاب
به گفته همسرش، احمد کایا هرگز حاضر نشد هنرمند وابسته به هیچ حزب یا سازمان سیاسی باشد. او ضمن همدلی با رنج مردم کرد، استقلال هنری خود را حفظ کرد و همواره خواهان پایان جنگ، برابری شهروندان و حل دموکراتیک مسئله کردها بود. گلتن کایا میگوید خواسته اصلی احمد ایجاد کشوری بود که در آن هیچ شهروندی به دلیل زبان یا هویت قومی تحقیر نشود.
تبعید؛ پایان یک دوره طلایی

گلتن کایا معتقد است تبعید، احمد کایا را از مهمترین منبع الهامش یعنی جامعه و خیابانهای ترکیه جدا کرد. او فاش میکند که احمد پیش از خروج از کشور، استودیوی شخصی خود را ساخته بود و قصد داشت وارد پختهترین دوره فعالیت هنریاش شود، اما تبعید همه این برنامهها را ناتمام گذاشت. به گفته او، احمد نه تنها خانواده و دوستانش، بلکه جهان الهامبخش آثارش را نیز از دست داد.
چرا خانواده با انتقال پیکر او به ترکیه مخالف کرد؟
در سالهای اخیر بارها پیشنهاد انتقال پیکر احمد کایا از پاریس به ترکیه مطرح شده است. گلتن کایا میگوید مسئله محل دفن نیست، بلکه پذیرش مسئولیت تاریخی درباره آنچه بر احمد کایا و مردم کرد گذشت اهمیت دارد. او همچنین عذرخواهی برخی از چهرههای رسانهای که در تخریب احمد کایا نقش داشتند را ناکافی میداند و تأکید میکند تا زمانی که ریشههای تبعیض و نفرت مورد بازنگری قرار نگیرد، این عذرخواهیها معنای واقعی نخواهد داشت.

میراث احمد کایا
به اعتقاد گلتن کایا، بزرگترین میراث احمد کایا تنها صدها ترانه او نیست، بلکه نقشی است که میتوانست در نزدیک کردن اقشار مختلف جامعه ترکیه به یکدیگر ایفا کند. او میگوید ترکیه همچنان به شخصیتهایی مانند احمد کایا نیاز دارد؛ هنرمندانی که بتوانند میان هویتهای مختلف پل بزنند و زبان مشترکی برای صلح، دموکراسی و همزیستی بسازند.

نظر شما